در این پست، معنای کلمه "جریان" به برداشت شما بستگی دارد. می تواند به معنای ماجرای اثبات عام یا فرایند آن باشد. برای خودم همان ماجرای اثبات عام است. ولی از نگاهی دیگر در واقع همان فرایندی است که انسان در زمان انجام اثبات عام می پیماید.
داستان مثل خیلی جریان های ریاضی، از خواندن مسئله ای آغاز می شود. (اینجا خواندن تنها به معنای تحت اللفظی آن نیست و آگاهی از یک مسئله توسط یک یا چند حواس انسانی است.)
مسئله: هر مربع کامل، تعداد فردی مقسوم علیه دارد.
از این مرحله به بعد اثبات عام راه خود را از بعضی جریان های ریاضی جدا می کند. این مرحله، آوردن مثال است. البته نه تنها یک مثال بلکه مثال ها! این مثال ها ادامه می یابد تا به "ملکه مثال ها" که همان مثال عام است،دست یابیم. البته اینجا ما خیلی مستبدانه عمل نمی کنیم. یعنی امکان چند ملکه اصلا دور از انتظار نیست.
مثال:1،2،4،8،16 مقسوم علیه های 16 هستند که تعدادشان 5تاست. که تا همین چند لحظه قبل 5 عددی فرد بود!
ولی هر مثالی قابلیت ملکه شدن ندارد. مثال نباید خیلی بزرگ و پیچیده باشد. باید آشنا و واقعی باشد و در عین حال باید آنقدر قدرت داشته باشد که بتواند خود را از جنبه های خیلی خاص مثال رها کند و به کلیت مسئله ما نزدیک نماید. در واقع این مثال ها در جهت اثبات مورداستفاده قرار می گیرند. در مسئله ما احتمالا 36 مثال خوبی باشد. چون تعداد مقسوم علیه های آن خیلی کم و یا خیلی زیاد نیست.
مرحله بعدی، مهم ترین و هیجان انگیزترین قسمت ماجرا از دید من است. دیدن خاصیتی که مثال را به یک ملکه(مثال عام) تبدیل می کند. این خاصیت بستگی به مسئله دارد. به مقسوم علیه های 36 نگاه کنید.
1،2،3،4،6،9،12،18،36
دوباره نگاه کنید!در آنها چه خاصیتی می بینید که فرد بودن تعداد آنها را تضمین می کند و اصلا به خود 36 وابسته نیست و مربوط به مربع کامل بودن آن است؟
1،36
2،18
3،12
4،9
6،6
مقسوم علیه های یک عدد را همیشه می توان به صورت جفت هایی نوشت. ولی در مربع کامل، همیشه یک جفت اعضایش مثل هم هستند. این همان کلید ماجراست. اینجاست که جریان اثبات عام تمام می شود ولی برای تکمیل اثبات، باید اثبات صوری که حاصل از این اثبات عام است را هم بنویسیم.
پ.ن. "مثال عام" ترجمه Generic example و "اثبات عام" ترجمه Generic proof است.
پ.ن.احتمالا حدس زدید من روی کدام قسمت ماجرا کار می کنم! در پست بعدی کامل توضیح میدم.
پ.ن. برای نابود کردن اعتماد به نفس افرادی که سالهاست ریاضی نخوندن: مثالی که اینجا اومد، مثال بسیار بسیار ساده ای در این مبحث است!
در جهت ژست گرفتن برای افرادی که مدارج عالی ریاضی دارند: مثال های خیلی خیلی سخت تری هم در چنته دارم!